بازتاب استعفاي ناگهاني لاريجاني در روزنامه های 29 مهرماه
امروز:الهام سخنگوي دولت احمدينژاد با اعلام پذيرفته شدن استعفاي علي لاريجاني و جانشيني سعيد جليلي، معاون اروپا و آمريكا وزارت خارجه به جاي وي، يكي از مهمترين خبرهاي دوران سخنگويياش را اعلام كرد، مشكلات شخصي علت اين استعفا اعلام شد. اعتماد ملي تيتر نخست خود را به اين موضوع اختصاص داد و نوشت: استعفاي لاريجاني به مدتها گمانهزني و شايعه كنارهگيري و نيز بارها استعفاي مسوول ارشد پرونده هستهاي ايران پايان داد؛ شايعهاي برخاسته از اختلافنظر ميان دو رقيب انتخاباتي كه يكي رئيسجمهور شد و ديگري دبير شورايعالي امنيت ملي؛ كسي كه وقتي در روزهاي آغازين پيروزي احمدينژاد از اصول سياست خارجي دولت نهم سخن ميگفت همگان او را در كسوت وزير امور خارجه ميديدند... چرا لاريجاني استعفا داده است؟آيا بين او و دولت نهم اختلافي بود؟ انتخاب سعيد جليلي، فردي نزديك به مجتبي ثمرههاشمي و نيز از درون دولت نهم به چه معنايي است؟آيا انتشار خبر پيشنهاد پوتين مسالهساز شده است؟
سفر اخير ولاديمير پوتين، رئيسجمهوري روسيه به تهران نيز در دو هفته اخير موجب شد تا اظهارنظرهاي متناقضي درباره مذاكرات مقامهاي ايراني با وي منتشر شود.
بعد از ملاقات پوتين و رهبري، لاريجاني به عنوان سرپرست تيم مذاكرات هستهاي اعلام كرد كه پيشنهاد تازهاي براي حل بحران هستهاي ايران ارائه داده است. اما در فاصله كوتاهي، محمود احمدينژاد، در برابر اين پرسش كه پيشنهاد رئيسجمهوري روسيه چه بوده؟ گفت كه پوتين، پيشنهاد تازهاي ارائه نكرده است. اما آيا اين اولين بار است كه چنين تفاوت ديدگاهي در مواضع لاريجاني-احمدينژاد رخ ميدهد؟
سال گذشته كه علي لاريجاني در كنفرانس امنيتي مونيخ آماج سوالات متعدد خبرنگاران درباره سياست بازخواني هولوكاست و محو اسرائيل از صفحه روزگار- دو موضع اصولي رئيسجمهور- قرار گرفت اعلام كرد: ما هيچ تهديدي براي اسرائيل نيستيم. وي حتي خبرنگاران كنجكاو درباره موضعاش در خصوص بازخواني هولوكاست را به مورخين حواله داد. ديگر بار كه احمدينژاد مژده داد در ايام دهه فجر در سال 1385 خبر خوش هستهاي را اعلام ميكند، باز هم لاريجاني حاضر به تاييد آن نشد.
گرچه احمدينژاد و لاريجاني موضع تقريبا يكساني درباره ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت اتخاذ كردند و به غرب پيشنهاد دادند ايران را از لولوي شوراي امنيت نترساند و شوراي امنيت آخر دنيا نيست، اما لاريجاني بر موضع ايستادگي ايران در برابر تعليق غنيسازي اورانيوم، تبصره ايستادگي منطقي را افزود و در گامي فراتر بحث درباره تعليق غنيسازي اورانيوم را درون مذاكرات هستهاي قابل طرح دانست.
اعتماد هم در تيتر اول خود نوشت: بعد از اظهارات احمدينژاد در خطبههاي نماز جمعه روز قدس مبني بر اينكه برخي با ترس و نگراني مذاکره مي کنند و به کار بردن لفظ مذاکرات مخفيانه هستهاي، نگاه ها از يک سو به طرف علي لاريجاني و از سوي ديگر به سمت حسن روحاني متمايل شد.
اين روزنامه به نقل از محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در اين خصوص نوشت: قطعا اشخاص و تيم مذاكرهكننده نقش قابل توجه و مهمي دارند. منتهي ما بايد وزن اين عوامل مختلف را در حد خودشان ببينيم. شما اگر بهترين استراتژيها و تصميمات را داشته باشيد، ولي افراد آگاه و آشنا و نيروي عملياتي و تيم حرفهاي براي پيشبرد استراتژي نداشته باشيد، قطعاً به نتايج مطلوب نميرسيد. ما اگر در دوره اصلاحات در سطح تصميمگيري، با مشكلات و تعللهايي مواجه بوديم كه بوديم، اما بههر حال، دريك سطح كلان به دليل حاكميت آن عقلانيت، رويكرد اصلي و تصميم گيريها درست بود.
ممكن بود تصميمات دير يا ناقص گرفته ميشد، اما رويكرد كلي درست بود. مزيت ديگري كه دوره دولت اصلاحات از آن برخوردار بود، وجود يك تيم حرفهاي قوي و باتجربه ديپلماسي بود. واقعاً تيمي كه براي مذاكره يا عملياتيكردن آن تصميم به كار گرفته ميشد، از آقاي روحاني تا تيمي كه ميرفت و مذاكره ميكرد (يعني آقاي ظريف و ديگران)، افراد باتجربهاي بودند كه سالهاي سال در دستگاه ديپلماسي كشور كار كرده بودند، دنيا و افراد و زبان ديپلماسي را ميشناختند و ميتوانستند كار را خوب پيش ببرند. در حاليكه به دليل همان مشكل كه عرض كردم، يعني تصميمگيرنده حتي دستگاه ديپلماسي و وزارت خارجه نبود، اين تيم عملياتي ممكن بود حتي در مواردي اشراف كامل بر جوانب پرونده هستهاي ايران نداشته باشند و بعضاًهم همين اتفاق ميافتاد كه سر ميز مذاكره، آقايان ميديدند كه طرف مقابل اطلاعاتي دارد كه اين تيم ندارد.
اما حرفهاي بودن آن تيم باعث ميشد كه آثار اين نقايص به حداقل برسد. مشكل در دوره جديد اين بود كه علاوه بر مشكلات قبلي، تيم مذاكرهكننده و ديپلماسي ايران هم از مجموعه افراد فاقد تجربه لازم نسبت به عرصه جهاني انتخاب شدند. در واقع، آقايان تصور ميكردند كه يك انقلابي صورت گرفته كه طي آن، همانطور كه وزارتخانهها را تا سطح كارشناسي بايد تصفيه كنند، بايد يكسري نيروهاي انقلابي كه مرعوب هم نيستند، بيايند و تيم هستهاي را بر عهده بگيرند. كساني كه شايد از بديهيترين لوازم يك مذاكره ديپلماتيك از جمله تسلط به زبان و ادبيات ديپلماتيك بيبهره بودند... من اصلاً دوران تيم هستهاي ايران را به سه دوره تقسيم نميكنم. بلكه تنها دو دوره را قبول دارم؛ يك دوره، دوره اصلاحات است و يك دوره هم بعد از اصلاحات، البته معتقد نيستم كه آقاي لاريجاني همانطوري فكر ميكند كه آقاي احمدينژاد.
تحركي كه آقاي لاريجاني داشت را نميتوان بهعنوان يك دوره تحليل كرد. آقاي لاريجاني در ابتدا همين ديدگاهي را داشت كه الان آقاي احمدينژاد دارد. منتها تفاوت اين بود كه آقاي لاريجاني وقتي وارد كار شد واقعياتي را ديد، دريافت كه مسير تيم قبلي و سياستهاي پيشين درست بوده است.
هرچه تجربه كرد و زمان گذشت، به صحت آن سياستها بيشتر پي برد و تلاشش اين بود كه به شكلي اعلام نشده، مسير را به مسير قبلي بازگرداند.
آقاي لاريجاني نتوانست چنين تغييري را انجام دهد و به تدريج به حاشيه رفت. چون راهبردي كه در دستور قرار گرفته بود، راهبردي بود كه آقاي لاريجاني نميتوانست در چارچوب آن حركت كند؛ وگرنه، دوره آقاي لاريجاني دوره يك تلاش توام با تاخير براي بازگرداندن جريان به مسير قبلي به صورت اعلام نشده بود كه اين تلاش هم، ناموفق بود.
اين روزنامه در خصوص واكنش مجلس نيز نوشت: اعضاي كميسيون امنيت ملي مجلس دليل اصلي استعفاي علي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي را افزايش اختلافات وي با محمود احمدينژاد عنوان ميكنند. رضا طلايينيك عضو اين كميسيون گفت: الگوي ساختاري و مديريتي دولت نهم در بهكارگيري مديران كشور با استمرار مسووليت لاريجاني تجانس كامل نداشت... استعفاي لاريجاني اين نگراني را ايجاد ميكند كه التهاباتي مجدداً اين پرونده را فرابگيرد.
به نوشته جوان، همزمان با انتشار اخباري مبني بر كانديداتوري علي لاريجاني در انتخابات مجلس هشتم يك منبع مطلع اين خبر را تكذيب كرد و گفت: دكتر لاريجاني قصد ندارد نامزد انتخابات مجلس شود.
ايران در سرمقاله خود نوشت: طي چند سال اخير، سياستها، رفتارها و تيم عملياتي ايران در عرصه هستهاي مدام در حال تغيير بوده است. اين ميدان براي ما يك ميدان سيال و در حال تغيير مدام است و لذا پويايي و تغيير نقش در آن يك امر ضروري است... توجه به اين نكته مهم است كه سياست خارجي ايران طي يكي دو ماه اخير به معناي اخص كلمه وارد يك مرحله جديد شده است. مرحلهاي كه شرايط و فضاي كلي آن با گذشته تفاوتهاي زيادي دارد و طبيعي است كه متناسب با اين فضا تغييراتي صورت گيرد. البته اين تغييرات لزوماً بهمعناي ارزيابي منفي درباره عملكرد گذشته يا اصلاح روشهاي غلط نيست بلكه به معناي درانداختن طرحي نو متناسب با شرايط جديد، براي پويايي بيشتر در حوزهاي بسيار اساسي و سرنوشتساز است.
سرمقاله سياست روز هم به اين موضوع اختصاص دارد كه نوشته است: استعفاي يك مقام سياسي و امنيتي در ايران و جهان از جمله در اين مورد خاص امري غيرعادي نيست و رئيسجمهور نيز در چارچوب قانون حق دارد فرد ديگري را متناسب با سياستهاي كلي نظام و برنامههاي دولت براي پست مذكور معرفي كند.
احمد توكلي رئيس مركز پژوهشهاي مجلس در يادداشتي كه در همشهري چاپ شد از تغيير لاريجاني ابراز تاسف كرد.
ابراهيم يزدي نيز در يادداشتي كه در اعتماد چاپ شده، نوشته است: استعفاي آقاي علي لاريجاني را ظاهراً بايد در راستاي برخي اختلاف ديدگاهها با رئيسجمهور ارزيابي كرد.
اعتماد همچنين به نقل از داود هرميداس باوند نوشته است: موضعگيريهاي متفاوت احمدينژاد سبب شد روند مذاكرات لاريجاني دچار خدشه شود و فرآيند ديپلماسي دولت جديد موجب شده كه شرايطي پيچيدهتر از گذشته پديدار شود... استعفاي ايشان اعتراضي است به خط مشي دولت محمود احمدينژاد.