نامه تاج زاده خطاب به رئيس صدا وسيما: آيا احياي روشهاي دربار شاهنشاهي در نمايشي كردن انتخابات پايبندي به انقلاب و انتقاد به اين روش ها همسويي با آمريكاست؟
امروز:درپي انتشار مطلبي به نقل از سيد مصطفي تاجزاده عضو شوراي مركزي مجاهدين انقلاب در بخش خبري بيست وسي شبكه دوم سيما وي با ارسال نامه اي به سردار ضرغامي رئيس سازمان صدا وسيما ضمن تكذيب خبر پخش شده روش يك سويه صدا و سيما در انعكاس واقعيت هاي سياسي كشور را محكوم كرد. در ادامه متن كامل اين نامه مي ايد:
جناب آقاي عزتالله ضرغامي
رئيس محترم سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران
با سلام
به اطلاع ميرساند برنامه خبري 30/20 شبكه دوم سيما در تاريخ 28/11/1386 طبق روال گذشته مجدداً خبر كذبي را به نقل از اينجانب پخش كرد مبني بر اينكه از اصلاحطلبان در سراسر كشور خواستهايم براي شركت در انتخابات مجلس هشتم ثبتنام كنند تا فلهاي رد صلاحيت شوند و ما سروصدا راه بيندازيم و اعتراض كنيم. در اين زمينه توجه جنابعالي را به نكات زير جلب ميكنم. اگرچه مطمئناً توضيحات مرا منعكس نخواهيد كرد.
1. عملكرد شوراي نگهبان در انتخابات مختلف با استناد به تفسير بدعتآميز نظارت استصوابي هرگونه خوشبيني به تاييد صلاحيت داوطلبان اصلاحطلب و مستقل را در انتخابات گوناگون منتفي ميكند. بنابراين جمعبندي همه گروههاي اصلاحطلب آن بود كه حداقل معادل سه برابر كرسيهاي مجلس ثبتنام كنند تا امكان مشاركت ما در انتخابات فراهم شود حتي اگر شوراي نگهبان صلاحيت تعداد قابل توجهي از داوطلبان اصلاحطلب و مستقل را رد كند. همچنانكه رئيس و سخنگو و مسئول استانهاي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان اعلام كردهاند در اين دوره حداقل 909 نفر از اصلاحطلبان واجد شرايط براي شركت در انتخابات مجلس هشتم ثبتنام كردند.
2. رد صلاحيت داوطلبان در اين دوره بيسابقه و حتي از انتخابات مجلس هفتم وسيعتر بوده است به گونهاي كه علاوه بر اصلاحطلبان اعتراض بسياري از مراجع تقليد و فعالان سياسي جناح راست را نيز برانگيخت و آقاي خاتمي آن را فاجعه ناميد. رد صلاحيت فلهاي داوطلبان موجب شده است كه براي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان معرفي نامزد در بيش از 200 كرسي ممكن نباشد. با وجود اين اصلاحطلبان تصميم گرفتهاند در هر حوزهاي كه امكان معرفي نامزد دارند، در انتخابات شركت و درباره حوزههاي غيررقابتي افشاگري كنند.
3. قبلاً هم پرسيدهام كه تفاوت نظارت استصوابي كه در حقيقت نظارت مطلقه و غير پاسخگوي چند نفر محدود است و بدعتي است كه شوراي نگهبان پس از رحلت رهبر فقيد انقلاب بنيان نهاده است با حق وتوي دولت آمريكا و ديگر دولتهاي قدرتمند در شوراي امنيت سازمان ملل چيست؟ مگر جز اين است كه آنان چون قدرت دارند از اين حق ناحق عليه منتقدان و مخالفان خود در عرصه بينالمللي استفاده ميكنند و آقاي جنتي و دوستانش نيز چون اختيار مطلق دارند و به مردم پاسخگو نيستند به خود حق ميدهند برخلاف همه ضوابط قانوني به حقوق منتقداني و مخالفان خود تجاوز و با اين روش غيرقانوني انتخابات و مجلس آزاد را به انتخابات نمايشي و مجلس فرمايشي تبديل كنند. با اين عملكرد آيا اخلاقاً ميتوانيد به حق وتوي دولتهاي قوي انتقاد كنيد؟
4. ظواهر و قرائن حاكي از آن است كه دولت آمريكا خواهان برپايي انتخابات پرشور و بيخلل در جمهوري اسلامي نيست. سوال من اين است كه چرا آقاي جنتي و دوستانش با قانونشكني و تجاوز به حقوق داوطلبان و غيررقابتي كردن انتخابات هم از مشاركت پرشور مردم ميكاهند و هم بهانه به جنگطلبان آمريكايي ميدهند تا عليه جمهوري اسلامي تبليغ كنند.
5. پرسش ديگر آن است كه آيا تكقطبي شدن نظام بينالملل بد است اما تكقطبي شدن ساختار سياسي در داخل كشور واجب شرعي است؟ چرا معيارهاي اصولگرايان تا اين حد دوگانه است؟
6. با وجود اينكه مقام رهبري بر رعايت اخلاق انتخاباتي تأكيد ميكند، نميدانم چرا بداخلاقترين نهادهاي حكومتي صدا و سيما است. به نظر من دولت نهم و شوراي نگهبان و صدا و سيما اگر به جاي تهيه منشور اخلاقي انتخاباتي تصميم بگيرند به نقض حقوق شهروندان خاتمه دهند و از دروغپراكني بپرهيزند اقدامي اخلاقيتر انجام دادهاند.
7. به نظر شما صدا و سيماي تحت مديريت جنابعالي يكجانبهتر و غيراخلاقيتر عمل ميكند يا شبكههاي آمريكايي مانند CNN؟ حداكثر ثابت خواهيد كرد هر دو با روش واحدي با منتقدان و مخالفان خود مواجه ميشويد. به اين ترتيب چرا به حاكميت تكصدايي در جهان انتقاد ميكنيد؟ اگر عملكرد يكسويه آنان مورد اعتراض شماست، كه البته انتقاد درستي است، آيا اخلاقي است كه خود از همان روشها بهره گيريد؟
8. آيا مهمترين اصل اخلاقي آن نيست كه آنچه بر خود ميپسندي بر ديگران بپسند و آنچه بر خود نميپسندي بر ديگران نپسند؟ پس چرا شما همان شيوههايي را در ايران اعمال ميكنيد كه در جهان آن را محكوم ميكنيد؟ آيا انتخابات آزاد براي همه كشورها از جمله در عراق و افغانستان اشغالي لازم است، اما در ايران اعتراض به رد صلاحيت فلهاي داوطلبان و روشن كردن تكليف بيش از دوسوم كرسيها قبل از برپايي انتخابات همسويي با دشمن است؟ آيا احياي روشهاي دربار شاهنشاهي در نمايشي كردن انتخابات پايبندي به انقلاب اسلامي و آرمانهاي مردم ايران است و انتقاد به اين روش غيرقانوني همسويي با آمريكاست؟ اي كاش اصولگرايان ايراني به اندازه طالبان افغانستان شهامت بيان آنچه در ضميرشان ميگذرد ميداشتند و صريحاً اعلام ميكردند اساساً با انتخابات، مجلس آزاد، جمهوريت نظام، آزادي احزاب و مطبوعات و نهادهاي آزاد مخالفند و معتقدند جز يك صدا، نبايد صداي ديگري در جامعه مطرح شود و به اين ترتيب تغيير ماهيت نظام از جمهوريت به دولت اسلامي را كه البته اسم مستعار استبداد ديني است كه به قول مرحوم آيتاله نائيني بدترين نوع استبداد است، اعلام ميكردند.