وبلاگ گلجه:فرمانده محترم سپاه یک هفته پس از آنکه صراحتا حمایت از اصولگرایان را وظیفه سپاه و بسیج دانست ودر آن مدت انتقادهای فراوان صورت گرفته را ناشنیده گرفت و درست فردای روزی که روزنامه کیهان بر آن گفته ها نقدی نوشت و توجیه های محتمل را رد کرد، سخنان خود را پس گرفت و تصریح کرد که ورود نظامیان در عرصه رقابت های سیاسی و حمایت از یک جناح سیاسی خلاف قانون و وصیت حضرت امام است. بنابراین اکنون موضع گیری اخیر وی را می توان نظر رسمی فرمانده سپاه دانست و انتظار داشت هیچ گونه موضع مغایر آن ولو در جلسات خصوصی و همایش های درون سازمانی سپاه و بسیج ابراز نشود.
اما آيا فرمانده سپاه از منع صريح قانون و فرمايشات حضرت امام از دخالت نيروهاي نظامي و مسلح در سياست بياطلاع بوده است؟ به گمان من چنين نيست. او به خوبي آنها را ميدانسته است و آن سخنان را بهرغم چنين آگاهي بر زبان رانده بود.بنا براین می شود احتمال داد او احساس خطر كرده و يا او را از خطري ترسانده بوده اند و لذا به حكم اضطرار قصد کرده بود نيروهاي سپاه و بسيج را بهرغم آنكه ميدانست از دخالت در سياست منع شدهاند وارد عرصه سياسي كند و رقيب سياسي كساني را كه این خطر را گوشزد کرده بودند با پشتوانه سازمان سپاه و بسيج از صحنه به در كند.
در اينجا دو سوال مطرح است:
1-آيا او مجوز لازم را براي خروج از چارچوب داشته است و آیا ممکن نیست این اتفاق دوباره رخ دهد و این نوع جهت گیری ها منجر به عمل در صحنه سیاسی شود؟
2- جدای از غیر قانونی بودن و مغایرت با فرمان و وصیت امام ، آیا تبعات این کار را سنجیده شده است؟
البته ترديدي نيست كه سپاه و بسيج اين امكان را دارند كه با ورود در عرصه سياسي به سرعت كار را يكسره كنند و نتیجه را به سود يك جناح رقم بزنند، به خصوص در دوران انتخابات، چه به لحاظ واريز آراي سازماني سپاه و بسيج به حساب يك جناح و چه با ساماندهي سازوكار اخذ و شمارش آرا در صندوقها آن هم در شرايط مساعدي كه مجريان و ناظران انتخاباتي از همان جناح هستند. بنابراين اراده و فرمان فرمانده سپاه در صورتی که از سوی مقامات مافوق نهی و منع نشود جلوداري نخواهد داشت و جامه عمل خواهد پوشيد.
نمی توان تصور کرد مقام معظم رهبري كه فرمانده كل قوا نيز هستند اجازه چنين كاري را به فرمانده سپاه داده باشند، چه، اگر ايشان تصميم به حذف يكي از دو جناح اصلي كشور داشته باشند نيازي به اقدام سپاه نخواهد بود و به راحتي از طريق سازوكارهاي سياسي و اجرايي چنين كاري قابل انجام است. علاوه بر اين، موضعگيريها و فرمايشات قبلي ايشان همواره دلالت بر ضرورت وجود فضاي سياسي لازم براي رقابت جناحها به خصوص در انتخابات بوده است تا جايي كه به اعضاي مجمع روحانيون مبارز در آستانه انتخابات مجلس پنجم فرمودند اگر شما نبوديد من بايد مانند شما را به وجود ميآوردم يا به اعضاي شوراي هماهنگي گروههاي خط امام در آستانه هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوري فرمودند هر جناح نامزد خود را معرفي كند و هر كدام راي آورد رهبري نيز حكم او را تنفيذ خواهد كرد و يا در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري وقتي شوراي نگهبان نامزد اصلاحطلبان پيشرو را حذف كرد به شوراي نگهبان دستور دادند براي حضور هرچه بيشتر مردم او را به عرصه رقابت بازگردانند.
بنابراين فرمانده سپاه بهطور قطع فاقد حمايت مقام معظم رهبري در چنين اظهاراتي بوده است. تنها مرجعي كه باقي می ماند كه شايد بتواند به لحاظ سلسله مراتب فرماندهي چنين مجوزي را صادر كند رئيس ستاد فرماندهي كل قوا است كه سخنان اخیر وی پس از انتقادهای صورت گرفته به فرمانده سپاه و تصریح بر منع مداخله نیروهای نظامی از موضع گیری به نفع جناح های سیاسی این احتمال را نیز از بین برده است. بنا بر این، اين احتمال باقی می ماند كه فرمانده سپاه خود راساً و يا با مشورت افراد نظامي يا غيرنظامي ديگر اينگونه موضعگيري كرده و سخن گفته باشد كه در اين صورت لازم است جمعاً مورد بازخواست قرار گرفته و پاسخگوي عمل خود باشند زیرا این احتمال وجود دارد که آنچه بیان شده است نمودی از یک جریان فکری و تحلیلی باشد که در برخی از رده های فرماندهی سپاه شکل گرفته ودر شرایط کنونی و به دنبال رد صلاحیت های گسترده نامزد های اصلاح طلبان در انتخابات توسط هیات نظارت شورای نگهبان فرصت را مناسب یافته و بروز یافته است .
از ياد نرفته است كه در هنگام انتخابات دوره هفتم رياست جمهوري برخي از فرماندهان سپاه و بسيج با استناد به سخنراني مقام معظم رهبري كه تحت عنوان" نقش خواص در رخداد عاشورا" صورت گرفته بود جانبداري از يكي از نامزدها را مجاز ميشمردند و اين در حالي بود كه معظمله صراحتاً در ديدار اعضاي شوراي هماهنگي گروههاي خط امام گفته بودند حتي پس از انتخابات هم كسي نخواهد فهميد من به چه كسي راي دادهام.
اما در مورد تبعات اين موضعگيري فرمانده سپاه، آيا به درستي انديشيده شده است؟ بعيد ميدانم چنين باشد. فرمانده محترم سپاه به سبب موقعيت شغلي خويش احتمالا ًبا توده مردم سروکار ندارد و بيشتر وقتش را در هالهيي از اطرافيان برگزيده و همفكر سپري ميكند. جناح اصلاحات و اصلاحطلبان ممكن است قابل حذف از قدرت باشند اما از جامعه قابل حذف نيستند. تفكر اصلاحات اكنون بسيار قويتر از تفكر مقابل خويش دارای پايگاه اجتماعي است. پايگاهي كه بهخصوص در دو سه سال اخير به سبب عملكرد غیر قابل دفاع حاكميت يكپارچه اصولگرايان بر سه قوه افزايش يافته است. دليل واضح آن، می تواندهمين اظهارات فرمانده محترم سپاه باشد كه بهرغم ردصلاحيت گسترده اصلاحطلبان همچنان نگران قدرت گرفتن آنهاست.
فرمانده محترم سپاه بايد بداند هيچ بخشي از جامعه اكنون خالي از تفكر اصلاحطلبي يا حضور اصلاحطلبان نيست. تنها بخش های فوقانی هرم قدرت توسط اصولگرایان اشغال شده است و هرچه به قاعده هرم نزديكتر شويم درصد اصلاحطلبان افزايش مييابد. در درون سپاه و بسيج نيز بسياري از نيروها كه اكنون قادرند دوران حاكميت اصلاحطلبان بر دولت و مجلس را با امروز كه اصولگرايان بر آنها حاكم هستند مقايسه كنند، وجود دارند. آنها ممكن است نتيجه اين مقايسه را بر زبان نياورند اما وجدان و ضميرشان از نتيجه آگاه است. مگر فرمانده محترم سپاه فراموش كرده است علی رغم حجم تبليغات گسترده ای كه در انتخابات هفتمين دوره رياستجمهوري در زمينه ضرورت حمايت از كانديداي رقيب اصلاحطلبان دربین نیروهای سپاه و بسیج وجود داشت و نماینده ولی فقیه در سپاه رسماً و کتباً بخشنامه نمود که حمایت از کاندیدای جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین که رقیب آقای خاتمی بود منعی ندارد نتيجه آراي شهرك شهيدمحلاتي و حتي يگان حفاظت بيت رهبري چه بود.
اكنون در چنين وضعيتي، اينگونه موضعگيري كردن چه بر سر سازمان سپاه و بسيج ميآورد و چه اندازه ميتواند توان سپاه را براي مقابله با دشمنانی كه كيان آب و خاك و كليت اين نظام را هدف گرفتهاند تضعيف نمايد.
اصلاحطلبان دربرگيرنده بخش بزرگي از ياران و پيروان امام در دوران مبارزه با رژيم ستمشاهي و پیروزی انقلاب، رزمندگان دوران دفاع مقدس، مديران دولتهاي جنگ، سازندگي و اصلاحات هستند. تعداد زيادي از مراجع و علماي ديني و حتي برخي از ائمه جمعه گذشته و حال، دانشگاهيان، معلمان و بخش اعظم تحصيلكردگان و هنرمندان و نیز بخش های بزرگی از سایر اقشاردر زمره، حامي یا تایید کننده آنها هستند. قرار دادن سپاه و بسيج در مقابل اين مجموعه بزرگ، هرگز كار عاقلانه و درستي نيست. چه نيازي است كه سپاه خود را وارد اين معركه كند.
شايسته آن است كه فرمانده محترم سپاه در همه حال، هر گونه ورود به عرصه سياسي را بخصوص در انتخابات تا زماني كه لباس نظامي بر تن دارد و بر نظاميان فرمان ميراند واگذارد تا هم قانون رعايت شده باشد و هم رهنمودهاي جاودانه حضرت امام زير پا گذاشته نشود.