امروز:كارگزاران در گزارشي كه تيتر اول روزنامه است، با عنوان تفاهم شخصيتهاي ملي براي انتخابات رياستجمهوري، نوشت: «اسحاق جهانگیری» عضو شورای مركزی حزب كارگزاران سازندگی دیروز خبر از آن داد كه «برخی از شخصیتهای ملی كشور كه دغدغههای جدی نسبت به مسائل كشور دارند»، برای انتخابات ریاستجمهوری آینده به دنبال «ایجاد یك تفاهم و وحدت با حضور جریانهای سیاسی رقیب» هستند. وزیر صنایع و معادن دولت خاتمی توضیح داده كه هدف از این تفاهم و وحدت، مقابله با «حاكمیت تفكر تندروانه به جای اعتدال در عرصههای مختلف كشور» است. سخنان جهانگیری در حالی مطرح میشود كه در هفتههای اخیر خبرهایی درباره مذاكرات و رایزنی طیفهای سیاسی میانهرو در هر دو جناح برای مقابله با شرایط موجود و پیروزی در برابر جریان تندرو جناح راست منتشر شده است. در چارچوب این خبرها از چهرههایی چون سیدمحمد خاتمی، هاشمیرفسنجانی و ناطق نوری به عنوان سه ركن اصلی رایزنیها نام برده میشود كه باعث شده احزاب و گروههای نزدیك به این چهرهها هم تامل در این بحثها را آغاز كنند. اگر چنین تفاهم و وحدتی شكل بگیرد، انتظار میرود ائتلاف بزرگی كه در سوم تیرماه 84 میان طیف گستردهای از نیروهای سیاسی و فكری جامعه ایران شكل گرفت، تكرار شود. در آن ائتلاف تاریخی، نیروهایی كه به دنبال حاكمیت میانهرو و استقرار قانون و توسعه دموكراتیك در جامعه بودند و نتیجه انتخابات دوره نهم را بازگشت به عقب ارزیابی میكردند، به حمایت از آیتالله هاشمیرفسنجانی در دور دوم انتخابات پرداختند. بخش عمده گروههایی كه به حمایت از هاشمیرفسنجانی برخاستند، از اصلاحطلبان و تكنوكراتهای میانهرو بودند و كمتر گروهی از جناح راست حاضر به حمایت رسمی از وی شد.
هرچند تكچهرهها و نیز بخش مهمی از علما و روحانیون با این ائتلاف گسترده همراه شدند. گرچه آن ائتلاف دیرهنگام و پس از تشتت نامزدهای اصلاحطلب و میانهرو در دور اول انتخابات ریاستجمهوری نهم شكل گرفت، اما انتظار میرود با استفاده از آن تجربه و نیز تجربه مهم عملكرد سه ساله دولت احمدینژاد كه حتی بسیاری از راستگرایان را به منتقدان او تبدیل كرده، این بار ائتلافی حتی گستردهتر با انسجام و قوتی بیشتر جهت اداره كشور در ریل عقلانیت و اعتدال پایهریزی شود.
مردمسالاري نيز به نقل از جهانگيري نوشت: حضور خاتمي باعث وحدت اصلاحطلبان است... جريانات سياسي به خصوص اصلاح طلبان فرصت بسيار کمي تا انتخابات آينده در اختيار دارند و بايد با درس از تجربيات انتخابات گذشته به نقاط ضعف دروني شان توجه و تلاش کنند که به وحدت برسند; چراکه مهمترين عامل شکست اصلاح طلبان تفرقه و حضور چند کانديدا در انتخابات گذشته بود و در صورت وحدت احتمال پيروزي افزايش مي يابد.
مرتضي حاجي دبير كل انجمن اصلاحات نيز در گفتوگويي كه صداي عدالت چاپ كرده، گفته است: اگر آقاي خاتمي بپذيرد كه وارد عرصه رقابت شود، امكان تخريب و آسيبرساني به وجهه ايشان بسيار كم خواهد بود و بعيد است مراكز قدرت و تصميمگيريم مانعتراشي كنند؛ اما اگر تصميمگيران و برگزاركنندگان انتخابات، مصلحت را جور ديگري تشخيص دادند، ديگر مسووليتي متوجه آقاي خاتمي نخواهد بود و اين سرمايه اجتماعي را احتكار نكرده بلكه تكليف ديني و ملي خود را انجام داده است.
او در ادامه گفت: اصلاحطلبان همواره دغدغه مردم و رفع نيازهاي آنان را داشتهاند و امروز كه در شرايطي هستيم كه بيشترين مشكل مردم تامين نيازهاي اوليه و ضروري زندگي عاديشان است، اصلاحطلبان بايد بيش و پيش از هر چيز به حل اين معضلات بينديشند... برخلاف دو انتخابات هفتم و هشتم رياست جمهوري كه توسعه سياسي سرلوحه برنامههايي اصلاحطلبان بود، امروز مشكلات عديده اقتصادي، مسايل مربوط به اقتصاد كلان و خرد و معيشت خانواده و وضعيت بنگاههاي اقتصادي كوچك و بزرگ بايد به عنوان موضوعات اصلي برنامههاي اصلاحطلبان باشد... اگر مجموعه اصلاحطلبان بناي جدي براي در انتخابات رياستجمهوري دهم داشته باشند، شخصيت آماده، مناسب و مقبول براي اين كار خاتمي است و ايشان اگر بپذيرند كه زير بار اين مسووليت فوقالعاده سنگين بروند، اجماع خوبي اتفاق خواهد افتاد.
اعتماد ملي در سرمقاله خود به تصميم مجمع روحانيون مبارز براي انتخاب سيدمحمد خاتمي بهعنوان كانديداي رياستجمهوري، واكنش نشان داد و نوشت: بايد به دوستان مجمع روحانيون مبارز اين موضوع را يادآور سازيم چنين تصميمي درحالي اتخاذ ميشود كه آنها اخيرا از برخي اعضاي احزاب و گروههاي سياسي دعوت كردند تا در نشستي به مشورت با يكديگر براي نحوه حضور در عرصه انتخابات آينده بپردازند و البته در اين نشستها مصداقي بيان نشد. از همين رو اقدام مجمع روحانيون مبارز براي نظرخواهي از ساير اشخاص اصلاحطلب و گروههاي سياسي عضو جبهه ميتوانست حاصلي سودمند داشته باشد چرا كه ميتوانست جبهه اصلاحطلبان و سرمايه گران اصلاحات را- كه با اقدامات مختلف در بيش از 10 سال گذشته به آساني دستخوش يغما شده بود- براي انتخاباتي ديگر احيا كند اما متاسفانه اين اقدام در مرحله اوليه خود تداوم نيافت و بدون اينكه به نتيجه برسد تصميمگيري شد.
اكنون اتخاذ چنين تصميمي از سوي دوستان مجمع روحانيون مبارز در حالي كه هنوز ديگر گروههاي سياسي به غير از دو گروه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشاركت ايران اسلامي مصداقي براي كانديداتوري در انتخابات مطرح نكردهاند، با سياست وحدتي كه آنها از ابتدا مطرح كردند منافات دارد چراكه در اين صورت هر گروهي بهدنبال هدف خاص خودش ميرود... انتظار مي رود مجمع روحانيون مبارز به عنوان تشكلي روحاني كه ريشسفيد است و نقش پدري را در قبال ديگر گروههاي سياسي برعهده دارد، بايد به ديگر گروهها تذكر بدهد و به آنها توصيه كند بهدنبال ايجاد فضاسازيهاي كاذب براي ايجاد تفرقه نباشند زيرا وحدت به اين معنا نيست كه اگر گروهي تصميمگيري كرد بايد همه از آن دنبالهروي كنند. بنابراين بايد اين تشكل روحاني همواره به ديگر گروههاي سياسي يادآوري كند كه هر گروهي از اين حق شهروندي برخوردار است كه كانديداي خاص خود را در انتخابات داشته باشد و اين بهمعناي ايجاد تفرقه نيست. نكته سوالبرانگيز اين قضيه نيز آنجا است كه در اين تصميمگيري منحصرا نظر آناني اعمال ميشود كه وضعيت اصلاحات امروز محصول رفتار و عملكرد همين اشخاص و گروهها است... به نظر ما بهترين كار آن است كه از توجيهگري و ايجاد فضايي كه تنها يك نظر و گرايش بايد مطرح باشد جلوگيري كنيم و همچنانكه دبيركل محترم حزب اعتماد ملي چند روز پيش بيان داشتند، مهم اين است كه اصلاحطلبان به صورت جدي در انتخابات با همه گرايشها و قشرها حضور داشته باشند، پس بهترين راهبرد اين است كه اجازه دهيم همه گرايشها بيايند و آنگاه مردم تصميم بگيرند. بنابراين ضروري است با برگزاري چنين نشستهايي فضايي ايجاد كنيم كه همه حرف خود را بزنند كه قطعا در نهايت به وحدت مورد نظر ميرسيم و هر نتيجهاي هم نصيب ما شود پس از انتخابات ديگر نخواهيم گفت اشتباه كردهايم.