امروز:اكثر روزنامههاي اصلاحطلب در ارتباط با انتخابات رياست جمهوري آينده مطالبي را به چاپ رساندهاند.
كارگزاران با محسن ميردامادي دبير كل جبهه مشاركت، مصاحبهاي انجام داده است، ميردامادي گفته است: در صورت ورود خاتمی به عرصه انتخابات ریاستجمهوری، اصولگرایان با محوریت احمدینژاد در مقابل رئیسجمهور سابق قرار خواهندگرفت و تمام نیروهای خود را برای حمایت از او بسیج میکنند... معتقدم بحث آمدن آقای خاتمی منتفی نیست و گروههای اصلاحطلب به طور جدی به دنبال ایشان هستند... به نظرم آقای خاتمی تنها كسی است كه اصلاحطلبان در این دوره از انتخابات میتوانند حول او به وحدت برسند. من فكر میكنم دوستان و گروههای دیگری كه ممكن است الان نظر دیگری داشته باشند، نظراتشان بیشتر با این ذهنیت است كه «خاتمی نمیآید» وگرنه با آمدن ایشان خود به خود مسائل حل خواهد شد و حول محور ایشان، اصلاحطلبان حتما به وحدت نظر میرسند... اگر آقای خاتمی وارد میدان انتخاباتی شوند، طرف مقابل هم همگی پشتسر احمدینژاد قرار خواهند گرفت و همه نیروهایشان را آنجا متمركز میكنند. در آن شرایط هیچ كاندیدای جدی از طرف جناح رقیب به صحنه نخواهد آمد. از تمام امكاناتی هم كه در اختیار دارند استفاده میكنند؛ یعنی انتخابات كاملا دو قطبی خواهد شد... وقتی در طرف دیگر میدان، شخصیتی چون خاتمی باشد، جناح مقابل اصلاحات خطر را خیلی جدی میبیند. چون میداند شانس رأی آوردن خاتمی خیلی بالاست و به این دلیل آنها مجبورند از تعدد كاندیداها و شكستن آرای این جناح جلوگیری كنند. طبیعی است كه باید یك كاندیدا بیاورند. احمدینژاد یك دوره در مسند قدرت بوده و هنوز طبق قانون منعی برای آمدن ندارد. از طرفی امكاناتی را در اختیار دارد و میتواند از آن استفاده كند. بنابراین از نظر آنها گزینه مناسبی به حساب میآید. اینكه آیا تمام لایههای جناح راست موافق او هستند یا نه، این بحث دیگری است. من هم به نظرم برخی لایهها موافق نیستند و همین الآن برخی از آنها با احمدینژاد هم اختلاف نظر جدی دارند و ترجیح میدهند كه فرد دیگری از محافظهكاران مسند ریاستجمهوری را در اختیار داشته باشد، اما من فكر میكنم آنها خیلی اختیار نخواهند داشت كه كاندیدای مقابل آقای خاتمی را تعیین كنند. بنابراین خود به خود احمدینژاد به آنها به عنوان گزینه اصلی تحمیل خواهد شد. احتمالا در آن شرایط عدهای از احمدینژاد حمایت میكنند و بخشی از اصولگرایان كه نظر مثبتی نسبت به احمدینژاد ندارند، منفعل خواهند بود... اگر از طرف اصلاحطلبان شخصی غیر از خاتمی وارد عرصه شود، محافظهكاران هم كاندیداهای متعددی را به میدان خواهند آورد چون طیفهای مختلف آنها با هم اختلاف نظر دارند و اتحاد آنها به خاطر وجود خاتمی خواهد بود نه به خاطر نداشتن اختلاف. اگر خاتمی نیاید قطعا گروههایی از آنها فردی قابل قبولتر و رایآورتر را معرفی میكنند. اما اگر خاتمی به میدان رقابت بیاید، محافظهكاران به دلیل نگرانی از پیروزی او و از روی اجبار و بعضا دستوری به وحدت میرسند. آنها میدانند كه خاتمی محبوبیت زیادی دارد. در حقیقت به دلیل خطری كه احساس میكنند حاضرند تمام هزینهها را بپذیرند، آنها طبعا میدانند كه دولت فعلی در زمینههای مختلف چه هزینههایی بر كشور تحمیل كرده و مردم در چه شرایطی زندگی میكنند. ولی برای آنها مهمترین هدف، جلوگیری از انتخاب مجدد آقای خاتمی است. طیفهایی از آنها احمدینژاد را قبول دارند یا او را پذیرفتهاند و عدهای هم كه نمیپذیرند، برایشان شرایط سختی به وجود میآید و فشارهایی بر آنها وارد میشود كه كاندیدای واحد داشته باشند. وقتی قرار باشد یك كاندیدا در مقابل خاتمی داشته باشند، كسانی هم كه با احمدینژاد موافق نیستند، قادر نیستند احمدینژاد را از صحنه حذف كنند و كاندیدای دیگری وارد عرصه شود... [درباره كانديداتوري قاليباف] قای قالیباف یك كاندیدای جدی و مطرح در مجموعه محافظهكاران است. اما امكان آمدن او در صورتی فراهم میشود كه آقای خاتمی وارد عرصه نشود. اگر خاتمی به عنوان كاندیدای اصلاحطلبان وارد میدان شود، قطعا تعدد كاندیدا در طیف اصلاحطلبان منتفی است و اگر هم كسی متفرقه وارد میدان شود، آرای چندانی را جلب نمیكند. طرف مقابل در این صورت به خود اجازه نمیدهد كه تعدد كاندیدا داشته باشد. در این صورت آقای قالیباف هم به نظرم شرایطی برای وارد میدان شدن پیدا نخواهد كرد. [آیا امكان دارد به خاتمی هم توصیه شود كه نیاید؟] خیلی بعید میدانم جناح مقابل اصلاحات و مراكز قدرت بخواهند بهطور مستقیم دخالت كنند كه آقای خاتمی نیاید و به وی توصیه كنند كه وارد عرصه نشود، چنین اقدامی معنیاش این است كه خاتمی رأی میآورد و آنها نمیخواهند رأی و خواست مردم محقق شود. این كار در جامعه خیلی آثار منفی دارد. اگر این اتفاق بیفتد، به نظرم انتخابات ریاستجمهوری از نظر كاهش میزان مشاركت، انتخاباتی خواهد شد كه هیچگاه از اول انقلاب تا به آن روز از نوع آن نداشتهایم كه آثار بسیار منفی خواهد داشت... آقای خاتمی با توجه به تجربه هشت سالهای كه دارند، در دوره جدید نسبت به دورههای قبل میتواند موفقتر عمل كند. این را هم نباید فراموش كنیم كه طرف مقابل هم تجربه مقابله با دولت خاتمی را دارد اما نهایت تجربه و توان آنها دولت نهم است، با همه آثاری كه در سیاست داخلی و خارجی و اقتصاد كشور برجای گذاشته است. اینكه مجلس مشكلی جدی برای خاتمی ایجاد كند، من اینطور فكر نمیكنم... [درباره سلامت انتخابات] با توجه به تجربهای كه در انتخابات اخیر مجلس به ویژه در تهران داریم، از نظر ما سلامت انتخابات جای نگرانی دارد. خیلی مهم است كه چقدر به طور سالم و امانتدارانه آرای مردم اخذ و اعلام شود. یك تحلیل این است كه اگر آقای خاتمی بیاید، به حدی مورد اقبال قرار خواهند گرفت كه یك اراده ملی شكل میگیرد و مقابله كردن با آن اراده ملی بسیار مشكل خواهد بود.
در همين حال، اعتماد ملي ارگان حزب اعتماد ملي كه در سرمقاله ديروز خود به تصميم مجمع روحانيون مبارز در حمايت از كانديداتوري خاتمي، واكنش نشان داده بود، در شماره امروز، گزارشي را به چاپ رساند و انعكاس نظرات موسوي لاري، منتجبنيا، ذاكري و راهچمني بر ضرورت اجماع و وحدت اصلاحطلبان براي پيروزي در انتخابات تاكيد كرد.
اين در حالي است كه روزنامههاي جناح راست همچنان به خط تخريبي خود عليه اصلاحطلبان ادامه دادند.
ايران، روزنامه ارگان دولت ادعا كرد طرح اجماع جبهه دوم خرداد شكست خورده است.
اين روزنامه نوشت: در پى طرح هاى پيشنهادى از سوى دو عضو حزب مشاركت و كارگزاران، مبنى بر طرح سهميه بندى احزاب براى معرفى كانديداى رياست جمهورى دهم و در نهايت رأى گيرى در مورد سهميه هاى پيشنهادى براى رسيدن به اجماع و نامزدى خاص، احزاب جبهه دوم خرداد، موافقت و مخالفت خود را با اين طرح اعلام كردند.
اين در حالى است كه اكثر گروه هاى دوم خردادى و شخصيت هاى شاخص آن از جمله مهدى كروبى، دبيركل حزب اعتماد ملى، در اظهارنظرهاى قبلى خود متفق القول بر اين عقيده بودند كه اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهورى دهم بر سر يك نفر به اجماع نخواهند رسيد.
رسالت هم نوشته است: پيشنهاد سخنگوى حزب کارگزاران مبنى بر حمايت اين گروه از يک نامزد اصولگراى ميانه رو، اعتراض يکى از اعضاى تندرو مشترک دو گروه سياسى مشارکت و مجاهدين انقلاب را بر انگيخت. اين چهره فعال سياسى افراطى که معترض موضع کارگزاران در اين زمينه است، در مطلبى با متهم ساختن رقيب درون جبهه اى خود به “آدم فروشي” و “توبه نويسي” نوشته است : “کسانى که مىخواهند به هر قيمت حتى با نفى گذشته خود يا با توبهنويسى وآدمفروشى اعتماد کانون قدرت را جلب کنند، نه در درون حکومت جايگاهى مناسب به دست خواهند آورد و نه در افکار عمومى مقبوليت خواهند يافت. اين مصداق بارز بازى «باخت- باخت» است و رهبران و عاملان آن مصداق خسرالدنيا و الآخره هستند. “ همزمان در طيف ديگرى از گروه هاى مدعى اصلاح طلبي، پس از آنکه درمجمع روحانيون مبارز از سيد محمد خاتمى به عنوان نامزد احتمالى اين گروه براى انتخابات رياست جمهورى آينده سخن به ميان آمد، حزب اعتماد ملى که دبيرکلى آن را مهدى کروبى (دبيرکل سابق مجمع روحانيون) بر عهده دارد به اين تصميم مجمع اعتراض کرد.