امام جمعه شميرانات تاكيد كرد؛ شكلگيري خوارج جديد و سازماندهي گروه فشار براي حذف روحانيت
امروز:محسن دعاگو امام جمعه شميرانات در گفتوگويي با كارگزاران كه تيتر نخست اين روزنامه شده است، با هشدار نسبت به شكلگيري خوارج جديد، از سازماندهي گروه فشار براي حذف روحانيت خبر داد.
او گفت: [درباره قضيه پاليزدار] من اصلا چیزی به نام جریان پالیزدار را به صورت مستقل به رسمیت نمیشناسم. این توطئه توسط یك محفل خاص سیاسی طراحی شده و سه ركن اصلی دارد... ركن اول تخریب شخصیتهای دینی و ملی است تا این افراد در انتخابات آینده ریاستجمهوری در افكار عمومی اثرگذار نباشند. جریانی كه این توطئه را طراحی كرده به خوبی میداند كه مردم ما از شخصیتهای موجه دینی و ملی تاثیرپذیر هستند. به عبارت دیگر مردم به این اشخاص احترام میگذارند. این جریان خود را همسو با این شخصیتهای بلندپایه نمیداند و پیشبینی میكند كه این افراد در آینده در برابر جریان آنها خواهند ایستاد... این شخصیتها باید تخریب شوند تا در انتخابات ریاستجمهوری اثرگذار نباشند. این ركن اول جریان توطئه بود. ركن دوم، ایجاد یك جریان تند و افراطی سیاسی است كه بتواند هم به كمك جریان تخریب بیاید و هم در مقابل مخالفان این پروژه بایستد. بالاخره جریان مقابل توطئهگران از خود دفاع میكند پس برای تهدید آنها و جلوگیری از ورودشان به میدان باید یك هسته تهدید تشكیل شود. امروز یك هسته تهدید از جوانان تندرو در حال سازماندهی است. برای این جوانان اینگونه تبیین شده كه جریان مقابل اجازه فعالیت و كار به جریان آنها نمیدهد... آنهايي كه جبهه تندرو را سازماندهی و هدایت میكنند، به جوانانی كه نقش پیادهنظامشان را دارند اینگونه القا میكنند كه ما قصد كار و خدمت داریم ولی جبهه مقابل مانع این امر است. روحانیون بلندپایه هم در این جبهه قرار دارند. اینگونه است كه جوانان افراطی به عامل تهدید جبهه مقابل تبدیل میشوند... اینها به یك گروه فشار واقعی تبدیل میشوند تا جریان مقابل را از مقابله با جریانی كه طرفدارش هستند، باز دارد. امروز جوانهایی مدام در حال توجیه شدن هستند كه ما میخواهیم كار كنیم، اینها اجازه نمیدهند. ركن سوم این جریان نیز فریب افكار عمومی از طریق تكیه برخدا،پیغمبر، امام زمان و دیگر مقدسات است. این جریان دنبال آن است كه به افكار عمومی اینگونه القا كند كه ما مورد عنایت ویژه امام زمان هستیم و پیامها را مستقیما از جانب امام عصر میگیریم. این جریان میخواهد به مردم بقبولاند آنچه انجام میدهد در حقیقت اجرای دستورات امام زمان است... هر كس ادعای ارتباط با امام زمان دارد، قطعا دروغ میگوید. اینكه جریانی با امام زمان احساس نزدیكی میكند یا فرد و افرادی وجود دارند كه حضرت صاحبالزمان به آنها پیغام میدهد و اینها از حضرت پیام میگیرند، دروغ محض است. ركن ساختاری سوم جریان پالیزدار هم فریب دادن افكار عمومی با پنهان شدن پشت نام امام زمان است. این جریان ادعا دارد كه ما باب ورود به ساحت مقدس امام زمان هستیم. اینها دنبال آن هستند كه برای كارها، ایدهها و نوشتههای خودشان یك تقدس ایجاد كنند تا كسی جرأت نكند كوچكترین انتقادی به آنها وارد كند. این بهترین روش برای لاپوشانی اشتباهات و ندانمكاریهاست. به نظر من ادعای حمایت مستقیم از طریق امام زمان تنها حربهای برای فریب افكار عمومی است. برای جلوگیری از مقابله روحانیت با نفوذ با این مسئله هم آنها را تخریب میكند. گروه فشار را هم سازماندهی میكنند تا اگر كسی اعتراض كرد، صدایش را در نطفه خفه كنند. نتیجه این میشود كه جریان مدعی ارتباط و مجری فرامین امام زمان، مسائلی را در آستانه انتخابات مطرح میكندو جریان مقابل هم به علت تخریبهای صورت گرفته، حرفشان اثرگذار نیست. گروه فشار هم كه در این میان كار خودش را میكند. این پروژه رمز پیروزی در انتخابات است... وقتی یك جبهه مطمئن باشد كه نخواهد توانست در انتخابات آینده موفق شود، بهگونهای برنامهریزی میكند كه افكار عمومی باور كند اشتباهات رخ داده تقصیر آن نیست بلكه در این خطاها مصلحتهایی هست كه در دستورات امام زمان وجود دارد. گروه فشار هم وظیفه ساكت كردن جریان مخالف را برعهده میگیرد تا همه چیز درست پیش رود. اینچنین است كه جریان توطئه به جبهه ارزشها و جریان رقیب به جبهه ضدارزشها تبدیل میشود... اتفاقی كه این روزها در حال رخ دادن است این است كه یك جبهه تندرو در حال شكلگیری است كه میداند در انتخابات آینده از حمایت مردم بیبهره است به همین علت ممكن است حتی برای پیروزی در انتخابات دست به تقلبهای گسترده بزند. من لازم میدانم در اینجا به اصولگرایان و اصلاحطلبان واقعی هشدار دهم كه جریانی قصد تشكیل یك جریان «خوارج نهروان» در درون جمهوری اسلامی را دارد. این جریان حتی از خوارج زمان امام علی نیز خطرناكتـر است... اگر چه در دولت آقای خاتمی هم چندان توجهی به نظرات مخالفان نمیشد، ولی من معتقدم تحمل آقای خاتمی بدون شك بیشتر از آقای احمدینژاد بود؛ یعنی بهرغم آنكه خاتمی هم گاهی از دست منتقدان ناراحت میشد اما اگر میزان تحمل دولت آقای خاتمی با تحمل دولت آقای احمدینژاد را مقایسه كنیم، میبینیم كه سعه صدر دولت آقای خاتمی بیشتر بود. این مسئله تا جایی بود كه حتی سخنان و انتقادات من به اصلاحات و دولت آقای خاتمی تا مدتها در رسانههای این طیف نفوذ و حضور داشت اما این مسئله در این طرف كمتر ملاحظه میشود.